![]() |
![]() |
|
|
سسسسلام به همه ی گلزاریهای گل و دوست داشتنی
امیدوارم که از عکسها خوشتون اومده باشه. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم مهر 1386ساعت 10:22 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همه ی دوستای گل گلزاری
اکران فیلم ( توفیق اجباری ) قبل از جشنواره!!!
اکران فیلم ( کلاق پر ) در عید فطر!!
|
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم مهر 1386ساعت 13:8 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همهی دوستای گلم. امشبم براتون شب شیشه ای دارم
http://www.uploadpower.com/en/download.php?id=ECD055C91 http://www.uploadburner.com/?d=C74B1AB02 http://www.flyupload.com/get?fid=5652406 http://www.filesend.net/download.php?f=93d22a4cb788f08d0c7469701d1637c0
اومیدوارم که از عکس هم خوشتون اومده باشه |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سی و یکم تیر 1386ساعت 0:33 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همه ی دوستای گل گلزاری. امروز فقط چند تا عکس از اقای گلزار در شب شیشه ای براتون دارم...!
اومیدوارم خوشتون اومده باشه...!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 19:32 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همه ی دوستای گلزاری خودم و همچنین بینندگان گل وبلاگ
خب حالا ادامه ی داستان سینما قدس که سعی کردم به زبون امیانه بنویسم تا خوندنش راحت تر باشه.تا اون جا گفتم که بالاخره گلزار از جاش بلند شد و بین جمعیت راه باز شد که ایشون به طرف سالن حرکت کنن
گلزار وارد سالن سینما شد و روی اولین صندلی که بود نشست
کل مدت فیلم ما بیرون پیش گلزار وایساده بودیم و ایشونم کل مدت فیلم به عکس گرفتن و امضا دادن مشغول بود واقعا که روز قشنگی بود ...! |
|
+ نوشته شده در
جمعه هشتم تیر 1386ساعت 16:3 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به گلزاریهای گل و دوست داشتنی:
۱فروردین روز تولد بهترین موجود روی زمین که با متولد شدنش بهارو به ما هدیه داد و شادی و عشق رو به قلب های ما جاری کرد یعنی سلطان قلبهای همه ی گلزاریها اقای گلزار و به همه ی شما دوستای گل گلزاری تبریک میگم و امیدوارم که ۱۰۰۰ سال دیگه ۱فروردین رو به همین مناسبت جشن بگیریم!!
در کنارش عید رو هم به همه ی شما دوستای عزیزم تبریک میگم و امیدوارم سالی خوب و گلزاری رو شروع کرده باشین!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوم فروردین 1386ساعت 15:13 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به دوستای گل خودم و بینندگان گل وبلاگ
به خواسته ی چند تا از دوستای گل گلزاری اومدم تا عکس علیرضا گلزار و تو وبلاگ بذارم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 22:38 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
یکشنبه شد و من از مدرسه اومدم
مرضیه دوربینشو روشن کرده بود و فیلم می گرفت منم که تند تند عکس میگرفتم ولی انقدر هول کرده بودم که بیشتر عکسا تار افتاد
بعد یه مدتی که حداقل نیم ساعت میشد اومدن گفتن: در سالن باز شده بفرمایین فیلم و ببینین
این داستان ادامه دارد...!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 20:15 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام بچه ها امروز اومدن که از سیر تا پیازشو تعریف کنم تا اونجایی که بشه تعریف میکنم بقیش در قسمت بعدی:
من مثل هر ماه پول واریز کردم به حساب ولی خیلی طول کشید و هیچ بسته ای به دستم نرسید این داستان ادامه دارد...!! |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هفتم بهمن 1385ساعت 11:40 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
سلام به همگی دوستدار همه ی شما مهشاد!! |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1385ساعت 5:53 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
محمدرضا گلزار : بک استیج قرار بود یک سایت بزرگ و خیریه باشد !
محمدرضا گلزار ٬ مدلینگ و بازیگر محبوب کشورمان در پی تماسی که با دفتر سایت سینمای ایران برقرار کرد عنوان کرد : " سایت اینترنتی " بک استیج دات آی آر " (backstage ) تحت نظر خود من راه اندازی شد و قرار بود یک سایت بزرگ و خیریه باشد . "
گلزار افزود : " من خیلی علاقه مند بودم در راستای مبارزه با شایعات برخی مجلات ٬ از طریق این سایت بطور نزدیک با طرفدارانم در ارتباط باشم و بتوانم جواب سوالاتشان را بصورت اختصاصی بدهم و عکس هایی را که خود من دوست دارم در اختیارشان قرار بدهم . "
گلزار درباره ادامه فعالیت این سایت گفت : " این سایت به علت درگیری های زیاد خودم و کسانی که اداره اش را بر عهده داشتند فعلا بصورت راکد باقی مانده است و تنها صفحه ی نخستین سایت قابل مشاهده است . پیش از این قرار بود توسط این سایت خدماتی از قبیل ارسال 3 قطعه عکس اختصاصی به صورت ماهانه ٬ دریافت آخرین اخبار ٬ برگزاری جلسات پرسش و پاسخ ٬ تماشای اختصاصی آخرین فیلم ها با حضور عوامل ٬ کمک های مالی انسان دوستانه به مراکز خیریه از جمله شیر خوارگاه آمنه و ... را ارائه بدهیم . |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 17:2 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 20:53 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|||
|
عجب
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1385ساعت 21:18 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
مقبول و دوستداشتني بودنمان منافاتي با شريف و آبرومند ماندنمان ندارد. تنها کافي است تلاش کنيم کمي حرفهايتر باشيم.
به گزارش خبرنگار مهر، ايرج افشار، فيلمنامه نويس "تله"، در يادداشتي اختصاصي براي خبرگزاري مهر روند نگارش فيلمنامه فيلم جديد سيروس الوند را اينگونه روايت کرده است: "در شرايطي که جريان غالب توليدات سينماي ايران ناخواسته و تحت شرايطي خاص متمايل به ساخت يک جنس فيلم هاي ارزان و سهل پسندتر شده، تجربه نگارش فيلمنامه "تله" برايم بسيار گرانقدر بود. سيروس الوند را از همان دوره پربار و شيرين کار مطبوعاتي ام در جايگاه يک نويسنده و منتقد سينمايي به عنوان فيلمسازي کاربلد و حرفه اي به خاطر مي آورم. سينماگري که هيچگاه اهل کم فروشي نبوده و با حرفه و مخاطبش همواره با احترام برخورد کرده است. توليد فيلم "تله" بسيار مديون حضور اين دوست عزيز و پيشکسوت گرامي بود. الوند پس از مطالعه طرح اوليه "تله" که ابتدا يک قصه ده دوازده صفحه اي بود، براي ساختش اعلام آمادگي کرد و آن را براي توليد به تهيه کننده فيلم حسن توکل نيا پيشنهاد داد. خوشبختانه تهيه کننده محترم هم که سابقه حرفه اي اش نشان مي دهد هميشه تمايل به ساخت فيلم هاي استاندارد و آبرومند داشته، آستين همت را بالا زد و تمام شرايط را براي توليد اين اثر مهيا ساخت. حين نگارش فيلمنامه با شرايط مساعدي که برايم فراهم شد، با فراغ بال و بدون هيچگونه اعمال نظر و فشار بيروني ذهنياتم را روي صفحه کاغذ آوردم. شيرين ترين خاطره برايم از تجربه نگارش اين فيلمنامه مربوط به ساعاتي است که با الوند بر سر جزئيات قصه به بحث و تبادل نظر مي پرداختم. بدون تعارف و اغراق عرض مي کنم که در اين دوره کوتاه از الوند بسيار آموختم و از تجربياتش براي قوام دادن بيشتر فيلمنامه، فراوان سود بردم. برخلاف تصور اوليه بسياري، چارچوب و شاخصه هاي اصلي قصه "تله" به هيچ عنوان با متر و معيار فيلم هاي به اصطلاح "بفروش" اين روزهاي سينماي ما پرداخت نشده و اتفاقاً برگ برنده اش هم براي برقراري ارتباط سالم با مخاطب، مربوط به همين طراوت و تازگي (حداقل در محدوده سينماي ايران) است. در حقيقت تلاش بر اين بوده تا با پرهيز از ابتذال تماشاگران را با يک فيلم آبرومند و خوش سر و شکل رو به رو کنيم. فيلمي که تلاش مي کند ضمن برقراري ارتباط با مخاطبش به او باج ندهد. "تله" يک تريلر معمايي و عاشقانه است. قصه ارتباط هاي عاطفي بي سرانجام و ناپايدار است. قصه گذشته اي است که هميشه مثل سنجاق به ما وصله شده و بايد دائماً تاوانش را پس بدهيم. "تله" تا همين لحظه که اين يادداشت را مي نويسم و چهار روز از اکران فيلم مي گذرد، ارتباط بسيار خوبي با تماشاگرش برقرار کرده است. اميدوارم اين استقبال عمومي تا پايان نمايش فيلم تداوم داشته باشد. توفيق تجاري آثاري که کمي شکل و شمايل حرفه اي تر دارند، مي تواند بار ديگر اين اصل اساسي را به اثبات برساند که براي تقويت بنيه اقتصادي سينماي ايران، نيازي به توليد آثار بي مايه که تنها به شعور تماشاگر توهين مي کنند، نيست. مقبول و دوست داشتني بودنمان، منافاتي با شريف و آبرومند ماندنمان ندارد. تنها کافي است تلاش کنيم کمي حرفه اي تر باشيم." |
|
+ نوشته شده در
جمعه یکم دی 1385ساعت 18:41 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
حضور ستاره ها در ستاره مي شود! گزارش و عكسها : مهدي علياري فيلم ستاره مي شود به كارگرداني فريدون جيراني روز سيه شنبه 23 آبان در سينما فلسطين اكران خصوصي شد و تمامي عوامل و بازيگران در اين روز حضور پيدا كردند. اما در ذيل خلاصه اي از مراسم وگزارش را بخوانيد: - به لطف دوست و همكار بسيار خوبمان آقاي سيمون سيمونيان و از سا عت 20 در اين روز حضور پيدا كردم. - در بدو ورود به سينما اولين هنرمندي كه به چشم ما خورد محمد سلوكي بود كه مشغول صحبت با سيمونيان بود و همان آن فهميدم كه سلوكي امشب مجري اكران فيلم است. - بعد از ورود به سينما امين حيايی را ديدم که مشغول گفنگو با يک شبکه خبری بود و بلافاصله به نزد امين حيايی و همسرش نيلوفر خوش خلق رفتيم و با وی روبوسی و احوالپرسی کرديم. امين هم با خنده گفت هر کجا ما دعوتيم شما هم هستيد! - به تدريج به تعداد ميهمانان و هنرمندان اضافه شد و چهره هاي ديگر از جمله سعيد راد ، آناهيتا نعمتي ، سيروس الوند ، امير يل ارجمند نيز به جمع اضافه شدند. - اما - با ورود - سرانجام ساعت كه از 9 شب هم گذشته بود سيمونيان عوامل و مردم را به صندلي سينما دعوت كرد و همه در صندليهاي مخصوص خود نشستند. - اما برنامه اكران رسما شروع مي شود و محمد سلوكي در ابتدا به همه خوش آمد گفته و در ابتداي كار فريدون جيراني را به روي سن دعوت مي كند. - بعد از جيرانی نوبت به ديگر عوامل فيلم رسيد. تهيه کننده فيلم اسفندياری، احمد احمدی (عکاس)، امير احمدی (صدا)، کيوان مقدم (طراح صحنه)، حسن ايوبی (تدوينگر)، محمد آلاپوش (مدير فيلم برداری) و همچنين حميد اعتباريان مدير سيران فيلم و مجری طرح اين فيلم. - اما نوبت به بازيگران فيلم مي رسد ، رضا رويگري ، آهو خردمند ، انديشه فولادوند ، امين حيايي و سرانجام عزت الله انتظامي در كنار يكديگر قرار مي گيرند كه با آمدن انتظامي همه از جاي خود بلند مشوند و دست مي زنند. - عزت الله انتظامي به عنوان اولين هنرمند به همه خوش آمد مي گويد و از مدعوين خواهش مي كند كه روي صندلي خود بنشينند و از آنان تشكر مي كند. - بعد از معرفی عوامل و بازيگران لوح سپاس آنان توسط تهيه کننده فيلم و شرکت مرسدس بنز که دو نفر از مسئولين اين شرکت به عنوان اسپانسر در روی سن حضور داشتند امين حيايی از کليه مهمانان از جمله سيروس الوند و - آهو خردمند پس از گرفتن قاب تقدير خود به اعتباريان می گويد اگر اين قاب خالی بود برايم ارزشمند بود چون از دست شما و برای فيلم ستاره می شود به دستم رسيده است. - اما بعد از پايان مراسم تقدير از عوامل و هنرمندان فيلم شروع مي شود و نورهاي سالن سينما خاموش مي شود.
- - اما بعد از گذشت حدود 15 دقيقه آهو خردمند و همچنين امين حيايي همراه نيلوفر خوش خلق هم سالن سينما را ترك كردند. - بدين ترتيبب فيلم ستاره مي شود در يك شب خوب و فراموش نشدني اكران خصوصي شد و بايد منتظر اكران عمومي اين فيلم نشست. |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 16:38 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سينماي ما- "تله" به كارگرداني سيروس الوند و تهيه كنندگي حسن توكل نيا از 22 آذر در گروه سينمايي قدس به نمايش در مي آيد. به گزارش خبرنگار سايت "سينماي ما" با اينكه الوند تمايل داشت، "تله" در جشنواره فجر امسال شركت كند اما توكل نيا تصميم گرفت اين فيلم را پيش از جشنواره روي پرده ببرد.
قرارداد اكران اين فيلم از 22 آذر با شوراي صنفي نمايش منعقد شده است و در صورتي كه مشكلي براي اكران آن پيش نيايد، اين فيلم در سينماها به نمايش در خواهد آمد. اين در حالي است كه به دليل بروز مشكلاتي در اكران "ستاره مي شود" در گروه سينمايي قدس، "وقتي همه خواب بوده اند" جايگزين آن شده و تا به امروز فروش خوبي هم داشته است به همين دليل اكران "ستاره است" به جاي "ستاره مي شود" در زمان باقي مانده تا اكران "تله" بعيد به نظر مي رسد.
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 18:36 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همه ی دوستای گلزاری خودم
این عکسم به افتخار همه ی گلزاریهای گل تر از گل میذارم تا هی بیاین تو وبلاگ و لذت ببرین
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و ششم آبان 1385ساعت 19:26 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
بچه ها امیدوارم که از عکسها خوشون اومده باشه و دیگه خراب نشن.بخاطر دیر شدن به تعداد عکسها اضافه کردم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت 15:30 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سينماي ما-جمشيد مشايخي ،پرويز پرستويي و نيكي كريمي و ده ها بازيگر شاخص ديگر در نخستين جشنواره فيلم بهزيستي حضور دارند. به گزارش امور رسانه اي نخستين جشنواره فيلم بهزيستي :بازيگران شاخص سينمايي و ويدئويي و كوتاه با هم به رقابت مي پردازند.
جمشيد مشايخي،پرويز پرستويي،نيكي كريمي،جمشيد مشايخي،اكبر عبدي،گلاب آدينه،امين حيايي،فريبرز عرب نيا پگاه آهنگراني،بيژن امكانيان،رويا نونهالي،رويا تيموريان،حسين محجوب،حسين ياري،گلشيفته فراهاني،پانته آ بهرام،بهناز جعفري،محمد رضا گلزار،آتيلا پسياني،فاطمه معتمد آريا،سعيد پور صميمي،مهناز افشار،بهرام رادان،ايرج راد،ثريا قاسمي،يكتا ناصر،حسام نواب صفوي،ياسمين ملك نصر،پارسا پيروزفر،هما روستا،فاطمه گودرزي،پروانه معصومي،پرويز پورحسيني،علي نصيريان،محمد علي كشاورز،مريلا زارعي،لادن مستوفي،امين تارخ،افسانه بايگان،حميد جبلي،حميده خيرآبادي،فريماه فرجامي و... از جمله بازيگراني هستند كه در كنار آثار موفق و شاخص ، در اين جشنواره به رقابت با هم مي پردازند. در نخستين جشنواره فيلم بهزيستي براي بهترين هاي بازيگري،20 سكه بهار آزادي به عنوان جايزه به همراه تنديس جشنواره و ديپلم افتخار در نظر گرفته شده است.همچنين در اين جشنواره جوايز ويژه اي به بازيگران معلول اهدا خواهد شد. نخستين جشنواره فيلم بهزيستي از 12 تا 16 آذر هم زمان با روز جهاني معلولين در سينماها و فرهنگسراهاي تهران برگزار مي شود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت 19:10 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همه ی همه ی همه ی همتون!!
بچها عید همگی مبا رک بچها یه ارزوی قشنگ برای همتون دارم ارزومند ارزوهای گلزاریها مهشاد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 22:16 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
فیلم " تله " به کارگردانی سیروس الوند از جدول اکران عید فطر خط خورد
پیش از این قرار بود " تله " در عید فطر اکران شود که متاسفانه بدلیل طولانی شدن برخی از مراحل فنی و همچنین تاخیری که در صدور پروانه نمایش برای فیلم بوجود آمد باعث شد " تله " به جدول اکران عید فطر نرسد و نمایش فیلم به زمانی دیگر موکول شود بدین ترتیب " تله " نیز در عید سعید فطر به نمایش در نمی آید .
در " تله " بازیگرانی همچون محمدرضا گلزار ٬ امین حیایی ٬ مهناز افشار ٬ امیر حسین صدیق ٬ سحر ذکریا و ... به ایفای نقش پرداختند .
آنونس فیلم " تله " هم اکنون در مرحله ساخت قرار دارد و طی دو هفته ی آینده برای اخذ پروانه نمایش به وزارت ارشاد بازگردانده می شود و پس از کسب پروانه نمایش در مرحله صداگذاری نهایی قرار میگیرد .
تله داستان زوج جوانی است که شب ازدواج شان با تلفن فرد مشکوکی بهم می خورد و بعدا مشخص می شود که آن فرد ... |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 16:20 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سينماي ما - در حالي كه فقط پنج ماه از محكوميت رضازاده قلابي ميگذرد اين بار پرونده كلاهبرداري عجيب و تازهيي روي ميز بازپرس دادسراي سعادتآباد تهران قرار گرفت. در پرونده قبلي كه از شگفتانگيزترين پروندههاي تاريخ قضايي ايران محسوب ميشود مردي خود را به جاي حسين رضازاده قهرمان وزنهبرداري كشور و برادر وي معرفي كرد و دست به كلاهبرداري ميليوني زد.
پرونده اين كلاهبرداري عجيب و باورنكردني در سال 83 با شكايت 5 مالباخته روي ميز بازپرسي دادسراي شميرانات تهران قرار گرفت و وي سرانجام ارديبهشت ماه سال جاري پس از برگزاري چندين جلسه محاكمه به تحمل 7 سال زندان، پرداخت 687 ميليون تومان جزاي نقدي در حق دولت و بازگرداندن 2320 سكه بهار آزادي كه از مالباختگان كلاهبرداري كرده بود، محكوم شد. در حالي كه رضازاده قلابي كه بخاطر شباهتش به قهرمان وزنهبرداري كشور موفق شده بود نقشه پيچيده خود را پيش ببرد، در زندان به سر ميبرد تصور اينكه اين ماجرا به شكل ديگري تكرار شود بسيار به دور از ذهن مينمود اما به نوشته ي يك روزنامه ي صبح تهران چندي پيش پروندهيي به دايره ارجاع دادسراي ناحيه دو تهران ارسال شد كه از تكرار اين كلاهبرداري عجيب حكايت داشت. اين بار مردي خود را محمدرضا گلزار هنرپيشه معروف سينما معرفي كرده و دست به كلاهبرداري زده بود. اين ماجراي باورنكردني اما واقعي زماني فاش شد كه يكي از كارمندان فرودگاه بينالمللي امام خميني نزد مسوولان فرودگاه رفت و گفت طعمه كلاهبرداري حرفهيي شده است. اين كارمند فرودگاه كه سعيد نام دارد به مسوولان حراست گفت: چندي پيش در دفتر كارم نشسته بودم كه تلفن زنگ زد وقتي آن را جواب دادم مردي كه بسيار مودبانه صحبت ميكرد خودش را معرفي كرد و گفت محمدرضا گلزار، هنرپيشه مشهور سينما است از اينكه چنين شخصيتي با من تماس گرفته است تعجب كردم و به او گفتم هر كمكي كه از دستم برآيد برايش انجام ميدهم آن مرد نيز گفت اخيرا بخشنامهيي صادر شده كه طبق آن تمام مراكز فروش بليت هواپيما در سراسر تهران تعطيل ميشود و فروش بليت فقط در خود فرودگاه و زير نظر سازمان هواپيمايي كشوري صورت ميگيرد. كارمند فرودگاه ادامه داد: گلزار قلابي به من گفت او و همكارش بهرام رادان با فرودگاه قراردادي منعقد كردهاند كه طبق آن فروش بليت هواپيماها را به صورت انحصاري در اختيار دارند. آن مرد سپس به من گفت او و بهرام رادان قصد دارند مرا به عنوان مدير فروش معرفي كنند وقتي اين حرف را شنيدم خيلي خوشحال شدم موقعيت مناسبي نصيبم شده بود و ميتوانستم به پيشرفت خوبي دست پيدا كنم براي همين بلافاصله پيشنهاد آن مرد را قبول كردم و حتي به او گفتم همسرم بيكار است و وي و رادان ميتوانند از او نيز كمك بگيرند. گلزار قلابي نيز درخواست مرا پذيرفت و گفت براي انجام مراحل اداري استخدام خود و همسرم بايد 170 هزار تومان به يك شماره حساب واريز كنم او سپس شماره حساب مردي به نام مهران را به من داد و من نيز بلافاصله پول را پرداخت كردم. كارمند فرودگاه در ادامه اظهاراتش توضيح داد: چند روز پس از اين ماجرا گلزار قلابي دوباره با من تماس گرفت و گفت حكم استخدام من تا چند روز ديگر صادر ميشود اما حراست فرودگاه صلاحيت همسرم را براي استخدام رد كردهاند. او به من گفت به هيچ وجه نگران نباشم و به وي فرصت دهم تا در جلسهيي كه همان روز با دكتر الهام سخنگوي دولت دارد اين مشكل را حل كند. آن مرد طوري حرف ميزد كه هرگز به ذهنم خطور نكرد كه ممكن است وي فردي شياد و كلاهبردار باشد. چند روز بعد گلزار قلابي دوباره با من تماس گرفت و اين بار گفت ميخواهد سه زن را به عنوان منشي استخدام كند او از من خواست سه زن را براي اين كار به او معرفي كنم. اين درخواست مرد كلاهبردار باعث شد تا جرقهيي در ذهنم زده شود و به او مشكوك شوم به همين خاطر تصميم گرفتم هرطور كه شده از كار اين مرد سر در آورم. مرد مالباخته ادامه داد: من شماره تلفن سه نفر از زنان فاميل را به گلزار قلابي دادم و اين مرد پس از تماس با آنها براي استخدام شدن هركدامشان درخواست 800 هزارتومان كرد و گفت اين مبالغ بايد به حساب همان آقاي مهران كه من پول را به حسابش ريخته بودم واريز شود. اين موقع بود كه متوجه شدم آن مرد يك كلاهبردار حرفهيي است و مي خواهد به بهانه استخدام از مردم كلاهبرداري كند. مسوولان حراست فرودگاه زماني كه حرفهاي سعيد كارمند مالباخته را شنيدند از او خواستند تا ارتباطش را با مرد كلاهبردار قطع نكند و هرگاه كه آن مرد با وي تماس گرفت كاملاص خونسرد مشغول گپ زدن با او شود. بالاخره مرد كلاهبردار بارديگر با سعيد تماس گرفت و مسوولان حراست فرودگاه با ردگيري اين تماس متوجه شدند مرد كلاهبردار از داخل زندان اوين تلفن زده است. سرانجام موضوع به مسوولان زندان اطلاع داده شد و آنها پس از انجام چند روز تحقيق نامحسوس گلزار قلابي را شناسايي كردند. او مردي 40 ساله به نام «مهران خ» بود كه به اتهام كلاهبرداري دستگير و راهي زندان شده بود. با شناسايي اين شياد حرفهيي كه در سناريويي از پيش نوشته شده نقش هنرپيشه معروف را بازي ميكرد پرونده وي به دادسراي سعادتآباد تهران ارجاع شد و او از سوي بازپرس رضايي تحت بازجويي قرار گرفت. هنگامي كه اتهام كلاهبرداري و جعل عنوان از سوي بازپرسي پرونده به مهران تفهيم شد وي بلافاصله جرم خود را گردن گرفت و از چند مورد كلاهبرداري ديگرش نيز پرده برداشت. مهران گفت: زماني كه به اتهام كلاهبرداري به زندان افتادم تصميم گرفتم اين بار نقشهيي پيچيده براي به چنگ آوردن پول مردم طراحي كنم.خيلي روي اين موضوع فكر كردم و سرانجام اين نقشه به ذهنم رسيد. اين متهم ادامه داد: من ابتدا شماره تلفن يك آرايشگاه زنانه را از ميان آگهيهاي يك روزنامه برداشتم و با مسوول آن كه زن جواني بود تماس گرفتم و خودم را محمدرضا گلزار معرفي كردم و گفتم من مشغول بازي در فيلمي به نام «جاذبههاي عشق» هستم كه در زندان اوين فيلمبرداري ميشود اما ما به چند بازيگر زن نياز داريم و شما را يكي از آشنايان معرفي كرده است و اگر مايل هستيد در فيلم بازي كنيد 85 هزارتومان به يك شماره حساب واريز كنيد تا از شما تست گرفته شود آن زن كه خيلي خوشحال شده بود بلافاصله شماره حساب را از من گرفت و من وقتي ديدم به همين سادگي فريب خورده است اين بار به وي گفتم اگر در ميان دوستان، آشنايان و اقوامش نيز دختران جواني هستند كه به بازيگري علاقه دارند ميتوانند با پرداخت اين پول در فيلم با من همبازي شوند. آن زن نيز پيشنهاد مرا با چند نفر از دوستانش در ميان گذاشت و همه آنها به حسابم پول واريز كردند. پس از آن بود كه به فكر كلاهبرداري از كارمند فرودگاه افتادم و حتي به سعيد قول دادم همسرش را به عنوان كارمند امنيت پرواز استخدام ميكنم. مهران در ادامه اعترافاتش گفت: به نظر من وقتي بعضيها تا اين حد ساده لوح هستند هر بلايي كه سرشان بيايد حقشان است اما به هرحال من نيز اشتباه خودم را ميپذيرم و تقاضاي بخشش دارم . بنابراين گزارش هماكنون تحقيقات درباره اين كلاهبرداري عجيب ادامه دارد و محمدرضا گلزار مي تواند عليه اين مرد شكايت كند. منبع خبر خبرگزاري هنر |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیستم مهر 1385ساعت 6:39 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
همان طور که می دانید پس از موفقیت فیلم" آتش بس " مجلات و روزنامه ها دوباره روی به هنرمندان این فیلم پر فروش کردند و شایعاتی از قبیل ازدواج گلزار و مهناز افشار ٬ فرار گلزار از ایران ( در مجله ای دیگر ٬ خروج گلزار از ایران ! ) ٬ محمد رضا گلزار در صحنه ی تئاتر و ... را در جامعه رواج دادن و برخی از طرفداران این دو بازیگر پرکار و خوب سینمای ایران را گمراه کردند ٬ البته از این جور موارد در روزنامه های زرد قابل تعجب نیست اما انتشار چندین مجله با تیتر های زرد ( ! ) به طور همزمان خیلی جالب بود ٬ بدین ترتیب مصاحبه ای کوتاه را با جناب آقای سامان پارسا (مدیر برنامه ریزی محمد رضا گلزار) و مهناز افشار بازیگر خوب کشورمان ترتیب دادیم .
سامان پارسا (مدیر برنامه ریزی محمدرضا گلزار) در گفتگو با سایت سینمای ایران گفت : " مطالب چاپ شده در مجلات حاضر در دکه ها مانند حضور محمد رضا گلزار بر روی صحنه تئاتر و خروج محمدرضا گلزار از کشور نیز شایعه می باشند . "
مهناز افشار در ادامه در باره این شایعات گفت : " متاسفانه من نیز اصلا وقت مطالعه جراید و روزنامه ها را ندارم به همین دلیل متاسفانه از این شایعه اصلا با خبر نبودم و بر خلاف انتشار تیتری در مجله مخاطبان ( گلزار و مهناز افشار از مجله نویسنده شایعه ازدواج شکایت کردند ! ) تا کنون اقدامی برای شکایت نکردم اما آقای گلزار را نمی دانم ! "
سامان پارسا افزود :" در پی شایعه ای که در رابطه با ازدواج مهناز افشار و محمدرضا گلزار در یکی از جراید چاپ شد ٬ محمد رضا گلزار از این مجله شکایت کرد . " چندی پیش خبری را مبنی بر شروع نگارش یک فیلمنامه توسط محمدرضا گلزار در همین سایت نوشتیم ٬ سامان پارسا در این رابطه به سینمای ایران گفت : " محمدرضا گلزار نگارش فیلمنامه را آغاز کرده است اما تا کنون چیزی بصورت رسمی اعلام نشده است . "
محمد رضا گلزار در حال حاضر در تهران به سر می برد ٬ سامان پارسا در رابطه با ادامه فعالیت کاری محمدرضا گلزار گفت : " تا کنون ۷ فیلمنامه به محمدرضا گلزار پیشنهاد شده است که وی تاکنون به هیچکدام پاسخ مثبت نداده است . " منبع : اختصاصی سینمای ایران |
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم مهر 1385ساعت 14:49 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
ين كه بازيگران سينماي ايران، از ديرباز هميشه با شايعات دست و پنجه نرم ميكردند، چيز عجيب و غريبي نيست، البته نه تنها در ايران، بلكه در تمامي كشورهاي جهان چهرههاي مشهور هميشه در كانون توجهات هستند، بهخصوص زندگي شخصيشان، شايد كمتر پيش بيايد كه هفتهاي زندگي شخصي و خانوادگي، نيكول كيدمن، جنيفر لوپز، جورج کلونی
بريتني اسپيرز، شكيرا و ديگر بازيگران معروف هاليوود زير ذرهبين مطبوعات نباشند، البته در آنجا مطبوعات از آزادي عمل بيشتري برخوردارند و براي شايعات خود در حد چند سطر نوشته بسنده نميكنند... بلكه سعي ميكنند با تصاويري كه توسط خبرنگاران پاپاراتزي شكار ميكنند، براي ادعاي خود، تصاويري را به خوانندهها انتقال دهند... اما اين تمام قصه نيست، چرا كه پس از چاپ اگر بازيگر، خواننده و يا ورزشكار به ضررش تمام شود، غرامت سنگيني از نشريه مورد نظر ميگيرد و اگر برايش آن خبر، اهميتي نداشته باشد، اصلا به آن توجه نميكند... اما در ايران همه چيز برعكس است، مطبوعات به راحتي درباره كسي، چنان مطالبي مينويسند و نه تنها به شخصيت فرد موردنظر نزديك نيست، بلكه به هيچ عنوان ارتباطي ندارد و عيجب اين كه، فرد مورد نظر هم هيچ اقدامي نميكند... يكي از اين بازيگران معروف كه حال بايد نام سوپراستار را رويش گذاشت و دوست نداشت نامش فاش شود به ما گفت: ديگر برايم اين شايعات بياساس عادي شده است، يعني اصلا توجهي نميكنند، چرا كه آنقدر نشريه زرد، از اين در و آن در مثل قارچ درآمده كه نميدانيم كدام روزي يكي از نگاهي به آنان |
|
+ نوشته شده در
جمعه هفتم مهر 1385ساعت 13:57 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
محمدرضا گلزار ٬ امین حیایی و بردیا گلزار پنجشنبه هفته گذشته در سینما انقلاب بابل حضور پیدا کردند .
محمدرضا گلزار ٬ امین حیایی و بردیا گلزار که برای چند روز استراحت عازم شمال کشور شده بودند پنجشنبه ۳۰ شهریور در سینما انقلاب واقع در بابل به تماشای فیلم " شام عروسی " نشستند و با طرفداران خود دقایقی به گپ و گفت پرداختند . این اکران از ساعت ۱۷:۳۰ آغاز و در ساعت ۲۰ پایان یافت و با استقبال وسیع مردم بابل همراه بود . منبع : اختصاصی سینمای ایران
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 21:10 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همگی!! امیدوارم که حالتون خوبه خوب باشه
بچه ها این نظر سنجی رو پیدا کردم!! می دونم که به اقای گلزار رای می دید!! تا بعد http://www.iran-forum.net/actors.htm |
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم مهر 1385ساعت 5:36 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
ماه گذشته دو فیلم در سینماهای تهران روی پرده رفت که هر یک به شیوه خودشان نگاهی به مسئله زنان در ایران امروز داشتند. «آتش بس» و «به آهستگی».
در این نوشته می کوشم به اختصار بگویم بر خلاف آنچه مطرح شده، تهمينه ميلاني نه تنها در آتش بس، قدمی برای احقاق حقوق زنان یا حتی طرح مسائل آنها برنداشته که بر آتش بدفهمیها از فمینسیم نیز دمیده است. در مقابل اما مازیار میری كارگردان به آهستگي و بهتر ازاو پرویز شهبازی در مقام فیلمنامه نویس اين فيلم، زن ایرانی را در مرتبهای برتر از آنچه تا بهحال دیده شده بود نشاندهاند. افكار عمومي با آنچه ازپیشینه و موضع اجتماعی کارگردان آتشبس میدانست در پي فيلمي بود كه داعیه دفاع از حقوق زنان را داشته باشد و به نقد نابرابريهاي حقوقي و فرهنگي اين حوزه بپردازد. انتظاري كه البته برآورده نشد. به آهستگی اما با فیلمنامهای درخشان قصد نقد پیشداوریها و ارزیابیهای مردم نسبت به یکدیگر مخصوصا در موقعیتهای سخت مثل وقوع مسائل ناموسی را داشت. نه تنها اين هدف محقق شد بلكه فيلمساز موفق شد به لايههاي پنهانتري از ناخوداگاه جامعه نيز نفوذ كند. آتش بس به غیرازهجو فمینیسم و فمینیستها چیزی در چنته ندارد. لازم نيست توضيح داده شود فمینیسم آش درهم جوشی نیست که هر کس بتواند ادعا کند به قدر وسع خود از آن چیزی میداند و برداشت خودش را ارئه می دهد. فمینیسم رهیافتی است ناظر بر این نکته که زنان جنسی هستند که در طول تاریخ بر آنها ستم رفته و بسیاری از حقوق اساسی آنها اعاده نشده. بنابراین برای رفع این ستم تاریخی باید کوشید و بیشتر از همه در حوزه فرهنگ و زیرساختهای فرهنگی.(به راديكالها نميپردازم كه حسابشان جداست.) اینکه کارگردانی دلش بخواهد شخصیت مونث فیلمش را فمینسیتی روشنفکر معرفی کند و بعد برای شخصیت پردازی این کارکتر از نمادهایی بهره جوید که به هیچ روی معرف آن الگوی پیش گفته نیست ره به ترکستان میبرد. زن روشنفکر فمینیست الزاما صبح روز عروسیش در حال ایمیل چک کردن نیست، كه اگر هم باشد عملی واقعی انجام میدهد نه پزی برای به رخ کشیدن خودش. هرچه ظرف گران قیمت در خانه دارد (كه معمولا ندارد و به جاي آن كتابخانهاي پروپيمان دارد) برای به کرسی نشاندن حرف خود نمیشکند و برای بیآبرو کردن همسرش، دوستانش را برای ضايع كردن همسر به محل کار او نمیبرد. در طول زندگيش بسيار ميخواند و جستجو ميكند بر خلاف شخصيت زن فيلم كه تنها كتابي كه در طول فيلم ميخرد كتابي مربوط به معماري هتل است. آن را هم شوهرش ميخرد. مدام در پي رخت و لباس نو نيست و به جاي اين به فكر ارتقاي آگاهي است، امري كه هيچ وقت در مورد اين شخصيت اتفاق نميافتد. هر چه قدر ادعا شود ژانر فیلم آتشبس کمدی است و کمدی در ذات خودش میطلبد که کارگردان با شخصیت و موقعیتها شوخی کند از میلانی که فیلمسازی اجتماعی با برچسب دفاع از حقوق زنان است پذیرفته نیست. فیلمسازی که روزی دو زن را ساخته بود. در موقعیت کنونی، هر روز چالههای زیادی سر راه گامهای لرزان جنبش زنان در ایران حفر میشود. میلانی که در موقعیتهای جدی داعیه دفاع از حقوق زنان را دارد در مقام کارگردان یک فیلم کمدی حتی حق ندارد بر عمق این چالهها بيفزايد. به آهستگي اما فیلمی است که با احترام به انتخاب زن او را در مرتبهای والاتر مینشاند. قهرمان زن فیلم (پری) با اینکه زنی سنتی است و همسر یک کارگر جوشکار، برای پاسخ به نیازی درونی که تمثیلی از نیل به آرامش است قید خانه و زندگی را میزند و به سفر میرود. سفری که ده روز طول میکشد. زن در بازگشت در مواجهه با همسری که بر خیانت پیشگی او تردید ندارد فقط برای سه روز از سفرش دلایل قانعکننده دارد. اما کارگردان و پیشتر از او فیلمنامه نویس به زن فرصت میدهند تا در برابر چرای بزرگ شوهر، اطرافیان و جامعه سکوت کند و حق انتخاب فردی خود را محترم بشمرد. فیلم در روایت ظاهریش هیچ ربطی به طرح و بسط ماجرای ستمی که در این سرزمین بر زنان میرود، ندارد. چه بسا فيلمنامهنويس آگاهانه نيز قصد پروراندن چنين مضموني را نداشته اما فيلم در لایههای زیرین خود با احترام به زنی که موقعیت جدیدی را «انتخاب» کرده و بر تصمیم خود استوار میماند، به طرح مسئله فاعلیت زنان در ایران امروز میپردازد. در سکانس پایانی فیلم وقتی درمییابیم شوهر به رغم همه بدگوئیها علیه زنش، زندگی با او را انتخاب کرده به راهی که زن رفته بود بیشتر ایمان میآوریم. زنان ایران از اینکه در همه موارد فقط نقش مفعول را بازی کنند به در آمدهاند و بر فاعلیت خود در زندگی پا میفشارند. آنها حق خود را طلب ميكنند و قصد ندارند در اين راه خانه و زندگي خود را هبه كنند. نگاه كنيد به سكانسي كه شوهر در پي اعتراف گرفتن از زن است و به زن ميگويد از ميان اين سه راه يكي را انتخاب كن: ميكشمت، به زندان مياندازمت يا طلاقت مي دهم. زن ميگويد هركارميخواهي بكن فقط طلاقم نده. او با اين ديالوگ به خوبي ايمان خود نسبت به حقانيتش و تمايلش براي حفظ زندگي را نشان ميدهد. به آهستگی خیلی دقیق تمایل آشکار به فاعل بودن را در وجود پری به ما مينماياند و غرق در لذتمان میکند. موش و گربه بازي با مفهوم «قدرت» مفهوم قدرت از اساسيترين مفاهيمي است كه در نقدهاي فمينيستي مورد مطالعه قرار ميگيرد. جوهر دعواهاي تاريخي دو جنس بر كسب قدرت استوار شده و هر يك از آنها در طول قرون كوشيدهاند نسبت خود را با قدرت تغيير دهند. با ارتقاي آگاهي در دو قرن اخير و با رشد آموزش و استقلال اقتصادي زنان، آنها قدرت بيشتري به دست آوردهاند و مردها ناچار شدهاند با نارضايتي بخشي از قدرت خود را تفويض كنند. در هر دو فيلم يادشده موضوع قدرت از مفاهيم اصلي است. در آتش بس، زن براي اينكه بتواند قدرت خود را حفظ كند دست به اعمالي ميزند كه هيچ منطقي پشت آن نيست.(قصد نقد كلي فيلم را ندارم بنابراين درباره شخصيت مرد صحبت نميكنم.) اما اين ماجراي كسب و حفظ قدرت تا حد دعواي «تام و جري» تنزل ميكند و اين يعني هجو همه ستمهايي كه زنان در طول تاريخ و لااقل در دو قرن اخير كشيدهاند. اما در فيلم به آهستگي، پري، زني سنتي در جامعهاي بسته براي شكستن پوستهاي كه همين جامعه دورش تنيده كوشش مي كند و در اين مسير موفق ميشود. همين كه او باعث ميشود شوهر كارگرش خود را به دست پيشداوريها و قضاوتهاي سنتي نسپرد و با او همراه شود بزرگترين پيروزي را به دست آورده است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 15:38 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
حالا ديگر معلوم شده كه بازيهاي جام جهاني تاثير چنداني بر فروش فيلمها نداشته است. البته پيش از اين كمتر تهيهكننده و پخشكنندهاي – حتي با سابقه – بر اين اعتقاد بود، اما فروش فيلمي مانند «آتشبس» كه بيدغدغه پيش از جام جهاني آمد و وارد جام شد و از آن خارج شد، اين را نشان داد. در گذشته، بسياري از اكران فيلمهاي خود در برخي ماهها يا همزمان با رويدادهاي مهم و اكران با فيلمهاي پرمخاطب ديگر هراس داشتند، اما اكنون به نظر ميرسد كه نظرها تفاوت كرده. حتي شنيدهايم كه تهيهكنندهاي قادر است فروش فيلمها را پيشبيني كند! تجربه ثابت كرده كه همه چيز بيشتر به خود فيلم برميگردد. صرفنظر نظري مثبت يا منفي درباره «آتشبس» اگر فيلمي به لحاظ قصه و بازيگرانش قابليت جذب تماشاگر را داشته باشد،مي تواند هر وقت خواست بيايد و تماشاگران را با خود ببرد. نظري به تعدادي از فيلمهاي پرمخاطب شش ماهه دوم سال گذشته كه همواره نسبت به نيمه اول سال از طرفداران كمتري براي اكران برخوردار بوده مويد اين نكته است: ادامه استقبال از «بيد مجنون» در روزهاي آغاز مدارس- كه پيش از اين گفته ميشد زمان خوبي براي اكران نيست – اكران موفق «آكواريوم» در روزهاي ماه مبارك رمضان- كه در گذشته بيشتر به اكران عيد فطر نظر مي شد - فروش فيلم هاي «حكم» و «مكس» در پاييز و زمستان كه دومي پرفروشترين فيلم سال شد و «چهارشنبه سوري» در اسفند ماه، هنگامه خريد و آمادهشدن براي تحويل سال نو. مجموعه تلويزيوني «نرگس» هم - باز صرفنظر از داوري درباره آن كه زمان نيز ثابت ميكند كدام مجموعه تلويزيوني ماندگار خواهد شد و كدام پس از مدتي فراموش مي شود - توانست به شكل عجيبي تماشاگران تلويزيون را به سمت خود بكشاند. اگر چه ابتدا برخي آخرين بازي بازي شادروان پوپك گلدره را عامل استقبال آن قلمداد ميكردند،اما به جزاين موضوع ، تداوم جذب تماشاگر، اينجا نيز به داستان مردم پسند و بازيهاي قابل اعتناي مجموعه به ويژه حسن پورشيرازي مربوط بوده است. پخش مجموعه پرمخاطبي چون اين سريال كه تكرار آن را هم خيلي تماشا ميكنند و در هر ساعت ديگري باز هم بيننده خود را داشته، در رقابت همواره جلوتر بوده و از جام جهاني و ماهواره و ...كاري ساخته نيست. اما راستي ميتوان گفت شباهتهايي بين «نرگس» و «آتش بس» وجود دارد يا نه؟ شايد بشود گشت و چيزهايي هم پيدا كرد!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و یکم شهریور 1385ساعت 15:33 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همتون. عکس دارم اونم چه عکسایی!!!
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 14:15 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سینمای ما - فيلم سينمايي «آتشبس» با فروش معادل 872 ميليون تومان در صدر گيشه سينماهاي تهران قرار دارد. این فيلم با نمايش در 13 سينما و 76 روز نمايش به فروش بالايي دست يافته است.
«شامعروسي» ساخته ابراهيم وحيدزاده در 22 سينما و پس از 10 روز نمايش 156 ميليون تومان فروخت. «چند ميگيري گريه نكني» به كارگرداني شاهد احمدلو هم كه آخرين هفته نمايش خود را سپري ميكند پس از 62 روز نمايش 256 ميليون تومان فروخته است. «سوغات فرنگ» با در اختيار داشتن 20 سينماي در 30 روز نمايش به فروش معادل 271 ميليون تومان دست يافته است. اما وضعيت فيلمهايي كه سالنهاي كمي را براي نمايش در اختيار دارند نيز نامساعد به نظر نميرسد. «يك تكه نان» ساخته كمال تبريزي با نمايش در يك سالن سينما و پس از 111 روز نمايش حدود 100 ميليون فروخته است. «به آهستگي»ساخته مازيار ميري نيز با نمايش در 2 سينما پس از 50 روز نمايش 60 ميليون فروخته است. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم تیر 1385ساعت 23:53 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سینمای ما - فروش فيلمهاي ايراني به نمايش درآمده درسينماهاي پايتخت تا تاريخ جمعه 16 تير ماه، نشان ميدهد كه فروش "آتش بس" تهمينه ميلاني از مرز 800 ميليون تومان گذشته است و به فروش 812 ميليون تومان نزديك ميشود.
به گزارش سایت سینمای ما آخرين ساخته ميلاني كه در آن محمدرضا گلزار،مهناز افشار وآتيلا پسياني به ايفاء نقش ميپردازند،هماكنون در 15 سينما به نمايش درآمده است. "شام عروسي" به كارگرداني ابراهيم وحيدزاده كه در 14 سينما به نمايش درآمده در سه روز اول نمايش به فروش بيش از 47 ميليون تومان دست يافت. در اين فيلم امين حيايي ،نيكي كريمي و محمدرضا گلزار به ايفاء نقش ميپردازند. "سوغات فرنگ" كامران قدكچيان كه در 20 سينما به نمايش درآمده ،بعد از 23 روز نمايش،به فروش بيش از 212 ميليون تومان دست يافت. "چند ميگيري گريه كني؟" به كارگرداني شاهد احمد لو در 55 روز نمايش در 11 سينما فروشش از مرز 234 ميليون تومان گذشت. "به آهستگي" مازيار ميري در بيش از يك ماه نمايش در پنج سينما،بيش از 54 ميليون تومان فروش داشت. در اين فيلم محمدرضا فروتن،نيلوفر خوشخلق،حسن پورشيرازي به ايفاء نقش ميپردازند. "باغهاي كندلوس" به كارگرداني ايرج كريمي در پنجاه روز نمايش، در دو سينما بيش از 53 ميليون فروش داشت. در اين فيلم نيز محمدرضا فروتن،خزر معصومي،مسعود كرامتي و... به ايفاء نقش ميپردازند. "يك تكه نان" كمال تبريزي همچنان در يك سينما بعد از سه ماه نمايش،فروشش از مرز 89 ميليون تومان گذشت. دو فيلم خارجي اين دوره" پائولا" و "تانگي" هر كدام در يك سينما، در مجموع بيش از 600 هزار تومان فروختند. همچنين پرفروشترين سالنهاي سينما بنا بهاعلام فارابي: آفريقا،سروش،كارون هستند |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 21:39 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
اكنون نزديك به سي روز از آغاز اكران «آتش بس» در سينماها مي گذردواستقبال بسيار خوبي از اين فيلم شده است. به عبارتي مي توان فيلم جديد تهمينه ميلاني را پديده اين روزهاي سينماي ايران دانست؛ پديده اي كه به راحتي با مخاطبانش ارتباط برقرار مي كند و با ايجاد احساس رضايت در آنها هر روزه بر تعداد مخاطبان خود مي افزايد. پيش از آن كه به خود اين فيلم بپردازم، لازم مي دانم قدري مختصر به خود فيلمساز ـ تهمينه ميلاني ـ بپردازم. او فيلمسازي است جسور و نكته سنج كه بر خلاف 85 درصد از همتايانش، از سينما شناخت درستي دارد و كاملا به شيوه هاي استاندارد فيلمسازي ـ بر خلاف همان درصد ذكر شده ـ واقف است. حالا شايد آن 85 درصد زيرآبم را يك جوري بزنند، ولي نمي توان اين حقيقت را انكار كرد كه تنها از لحاظ تكنيك ها و اصول كارگرداني، مي توان تهمينه ميلاني را يكي از برترين كارگردانان تاريخ سينماي ايران ناميد. به همين دليل است كه آن 85 درصد مذكور حاضر به تحمل فيلمسازي چون تهمينه ميلاني نيستند و به طرق مختلف قصد خرد كردن او را دارند كه در اينجا تنها به دو طريق زير اشاره مي كنم ( توضيح : متاسفانه عده اي منتقد قلم فروش و مخالف ازادي بيان و عقيده، اين 85 درصد را همراهي مي كنند و از كوبيدن تهمينه ميلاني، فيلمساز جسور و آگاه به شرايط روز ايران هيچ ابائي ندارند.) (1) اين 85 درصد و اصحاب منتقد! با اشاره به تهيه كننده بودن همسر وي، محمد نيك بين، اذعان مي دارند كه او به دنبال باندبازي و اين قبيل چيزها در سينماست، آنها بهتر است اقدام او را با كار آن كارگردان معروف كه تمام ايل و تبارش را وارد سينما كرده مقايسه كنند و سپس حرف خود را پس بگيرند. در دوره و زمانه اي كه بسياري از تهيه كنندگان آدم را به ياد شوفرها و راننده كاميون ها مي اندازند، با ديدن تهيه كننده با كلاس و موقري ـ و نيز كاربلد و داراي درك بالا ـ چون محمد نيك بين كمي از بدبيني هايمان نسبت به سينماي ايران كاسته مي شود. (2) اين 85 درصد و اصحاب منتقد! اعتقاد دارند فيلم هاي تهمينه ميلاني شعارزده و ... مي باشند. اولا، در كشوري زندگي مي كنيم كه از فلان مقام تا فلان شوفر همه شعار مي دهند. بنابراين، به كار بردن مواردي كه در كوته نظرانه ترين صورت ممكن مي توانند شعار به نظر برسند زياد عجيب نيست. ثانيا، وقتي فيلم هاي ميلاني را با فيلم هاي مخملباف و ... مقايسه كنيم، چندان هم شعاري به نظر نمي رسند! اما حقيقت اين است، كساني فيلم هاي ميلاني را شعارزده خطاب مي كنند كه مضمون هاي تند فيلم هاي وي را بر نمي تابند. آدم هائي كه او در تريلوژي فرشته محورش، و نيز «زن زيادي» ارائه كرده همگي ما به ازاي خارجي دارند. با كمي تيزبيني مي توان حاج صفدرها (واكنش پنجم) را در سطوح مختلف كشور مشاهده كرد، همان افرادي كه طبق سيستم استاليني بار آمده اند و دموكراسي را پيروي آحاد جامعه از عقايد خود مي دانند و اگر كسي به آنها بگويد تلقي شما از دموكراسي اشتباه است، مي زنند توي سرت و دهانت، و مي گويند : «دم درآوردي!» اينها همان هائي هستند كه قانون اساسي كشور را به كرات ناديده مي گيرند و خود را قانون مي نامند و پس از ارعاب و تهديد، كلي هم منت به سر ستم ديدگان مي گذارند!!! پس فيلم هاي تهمينه ميلاني خيال پردازي هاي خام نيستند، بلكه به طرزي استادانه بيانگر شرايط فعلي كشور مي باشند. تذكر ـ از آنجا كه صبر اكبر ( از نوع گنچي! ) ندارم، همينجا اعلام مي كنم كه منظورم سطوح كلان مديريتي و هيات حاكمه بر كشور نبوده است. تهمينه ميلاني با استقاده از متدهاي روان پزشكي به نام كاپاكيونه، محور كار جديدش را بر «شفاي كودك درون» قرار داده است. البته «كودك درون» يك ايراني با يك انسان متمدن غربي فرق مي كند. منظورم اين نيست كه ايران غير متمدن است ( البته ...!) بلكه انسان غربي در محيطي دموكرات پرورش يافته است و كودك درونش با مسائل ديگري كه فراتر از مسائل كودك درون يك ايراني است، سر و كار دارد. سيستم حاكم بر خانواده هاي ايراني ( عنصر اصلي جامعه ايراني ) طي 1500 سال اخير، يك سيستم استبدادي به سبك استالين بوده است. شخص اول خانواده كه به عنوان پدر رهبري خانواده را به دست دارد، همواره زورگو بوده و علاوه بر ناديده گرفتن حقوق همسر به عنوان يك انسان، فرزندان را نيز انسان نمي شمرده و آنها را مورد ظلم و ستم قرار مي داده است، او براي آنها تعيين تكليف مي كرده و به خصوص در مورد دختران، به آنها اجازه نمي داده تا شريك زندگي شان را كه قرار است بخشي يا تمام عمرشان را با او بگذرانند انتخاب كنند. او به پسرانش آموزش توسري زدن، و به دخترانش آموزش سكوت و رضا در مقابل توسري خوردن را مي داده است. جالب آنكه همين دختران وقتي كه مادر مي شدند، از جانب مادران خود توصيه مي شدند كه بسوزند و بسازند. ولي خوشبختانه، به يمن عصر ارتباطات و جهاني شدن، اين سيستم استاليني كم كم دارد رنگ مي بازد و زنان ـ با چنگ و دندان ـ توانسته اند تا حدودي بخشي از حقوق پايمال شده خود را استيفا كنند. در اين ميان، زنان آزاد انديشي چون شيرين عبادي به عنوان فعال حقوق بشر، و تهمينه ميلاني به عنوان يك فيلمساز پيشرو در احقاق حقوق زنان ايراني نقش مهمي را ايفا مي كنند. در حقيقت «كودك هاي درون» اغلب ايرانيان بيمار مي باشند. تهمينه ميلاني با «آتش بس» ما را متوجه بيمار بودن اين كودك درون كرده است. كاري كه ما بايد انجام دهيم، كمك به شفا يافتن آن است. ما بايد به اين كودك درون بياموزيم كه كشوري داشته ايم با گذشته اي باشكوه و كهن كه پادشاهش كوروش كبير بوده، كوروشي كه به آزادي بيان و اديان اخترام مي گذاشته و اولين منشور حقوق بشر متعلق به اوست، در زمان پادشاهي او قوم ها و مليت هاي گوناگوني تحت فرمان وي با صلح و صفا كنار بكديگر مي زيسته اند، بي آنكه در كتيبه ها و نقش برجسته ها به آنها بي حرمتي شود، و با حشرات و حيوانات قياس شوند! ما بايد به اين كودك درون دموكراسي را بياموزيم، بايد به او ياد بدهيم كه قرار نيست همه مثل هم باشند و اين تنوع در سليقه هاست كه باعث جذابيت زندگي و شكوفائي يك جامعه مي شود. بايد به او ياد بدهيم كه استدلال ها و عقايد مخالف را بدون هيچ مقاومتي بشنود و در صورت قابل قبول بودن، آنها را بپذيرد. ما بايد به اين كودك درون ياد بدهيم كه نه مثل استالين مستبد و زورگو باشد، و نه مثل آخرين تزار، نيكلاي دوم، بي اراده و سست كه سررشته امور از دستش در برود و در نتيجه يكي از ننگين ترين و تاسف بار ترين انقلاب هاي تاريخ بشري به وقوع بپيوندد. آيا دليل فروش بالاي اين فيلم، فقط و فقط حضور «رضا گلزار» و «مهناز افشار» در آن بوده است؟ برخي فروش بالاي اين فيلم را به حضور رضا گلزار و مهناز افشار نسبت مي دهند. در اينكه آنها محبوب و دوست داشتني هستند هيچ شكي وجود ندارد، ولي فروش خوب آتش بس تنها يك دليل دارد و آن هم فيلمنامه و كارگرداني درخشان تهمينه ميلاني است. اگر دو هنرپيشه فوق ـ كه مي توان آنها را با اطمينان ستاره ناميد ـ قادر به تضمين فروش فيلم ها بودند، هرگز فيلم هائي چون «گل يخ»، «بالاي شهر، پائين شهر»، «زمانه»، «خاكستري»، «دختري در قفس» و «نگين» در گيشه با ناكامي مواجه نمي شدند. باز هم تأكيد مي كنم، دليل اينكه گلزار و افشار در اين فيلم توانسته اند يك زوج موفق را تشكيل دهند، همه و همه به توانائي تهمينه ميلاني در شناخت قابليت هاي بازيگران و استفاده مناسب از آنها مربوط مي شود. در حقيقت، آنچه كه «آتش بس» را براي مخاطب جذاب و قابل توجه مي كند، فيلمنامه خوب، هدايت درست بازيگران و فضاسازي مناسب تهمينه ميلاني است. اگر هنوز شك داريد، گلزار «گل يخ»را با گلزار «آتش بس»، و مهناز افشار «زهرعسل» را با مهناز افشار «آتش بس» مقايسه كنيد. بررسي مختصر فيلم در روزنامه ها و مجلات نقدهاي زيادي راجع به «آتش بس» به چاپ رسيده است كه احتمالا برخي يا همه آنها را خوانده ايد. تعداد بسيار كمي از اين نقدها، منصفانه و موشكافانه بوده اند، و متاسفانه بقيه همراه با غرض ورزي بوده و شابلون مانند مي باشند (البته از رضا كيانيان، بازيگر بزرگ و تواناي سينماي ايران به خاطر سرقت ادبي از كتاب نخستش پوزش مي طلبم. او در مقاله «بازيگري از ما، نقد از شما» خيلي جالب اين نقدهاي شابلوني را مورد بررسي قرار داده است.) اثر جديد تهمينه ميلاني را زير سئوال برده و او را مثل هميشه متهم به فمينيسم كرده اند. غافل از اينكه سانسوريسم كم سابقه اخير وزارت ارشاد از عبارت «شست پاي برهنه زني چاق» تا فيلم ها و كتاب هاي دربردارنده ايسم ها (از جمله فمينيسم) به هيچ موردي رحم نمي كند. با اين وجود، محال است فيلمي با محتواي فمينيستي مجال اكران عمومي را بيابد. احتمالا اين منتقدان گمان مي كنند هر فيلمي كه زن در آن نقش دكوراتيو و خنثي نداشته باشد، فمينيستي محسوب مي شود! توضيح. برخي شايد به من ايراد بگيرند كه چه شده ناگهان داعيه دار حقوق زنان شده اي؟! در جواب به اينها بايد به اين نكته اشاره كنم كه اغلب مخاطبان اين تارنما را خانم ها تشكيل مي دهند و بالطبع، لزوم پرداختن به موضوعي كه عميقا در ارتباط با آنها باشد، كاملا احساس مي شد. احترام به مخاطب يكي از اصول اين تارنما مي باشد. در ابتدا بهتر است اشاره اي مختصر به فيلمنامه داشته باشيم : «آتش بس» بهترين نمونه فيلمنامه هاي كمدي رمانتيك در ايران مخسوب مي شود. تهمينه ميلاني پيرنگ «رشد شخصيت با انجام كار صحيح» را در خلق اين فيلمنامه مد نظر داشته است و با توجه به اينكه «آتش بس» كمدي رمانتيك است و مفهوم ( يا كانسپت؛ هر كدام را كه ترجيح مي دهيد) آن را «شقاي كودك درون» در نظر گرفته است، انتخاب اين پيرنگ نشان از هوشمندي ميلاني و تسلط بالاي وي بر مقوله فيلمنامه نويسي استاندارد دارد. ( قابل توجه آنهائي كه عقيده دارند ميلاني الفباي فيلمنامه نويسي را بلد نيست!) كمدي هاي رمانتيك برجسته هاليوود معمولا در اين قالب پيرنگ قرار مي گيرند، زيرا يكي يا هردوي دلداده ها به خاطر ديگري از چيزي دست مي كشند. به عنوان مثال در فيلم «كازابلانكا» ريك مي خواهد با ايلسا تسويه حساب كند! اما در پايان، كار صحيح را انجام مي دهد و به او و شوهرش كمك مي كند تا بگريزند. در «زن زيبا» با بازي جوليا رابرتز و ريچارد گير نيز وضع به همين منوال است و آن دو از پيشه هايشان به خاطر يكديگر دست مي كشند. برخي كه در نقدهايشان روان پزشك فيلم «آتش بس» را وصله اي ناجور يا شخصيتي تحميلي به فيلم قلمداد كرده اند، احتمالا چيزي از الفباي فيلمنامه نويسي و كمدي رمانتيك نمي دانند. كاركرد روان پزشك در اين فيلم، كاركرد يك Mentor است، و ما در فيلم هائي چون جنگ ستارگان و ... به كرات از اين نمونه ها ديده ايم. آيا شخصيت هائي چون اوبي وان كنوبي (جنگ ستارگان) ، شان مگواير (گود ويل هانتينگ) ، گندالف (ارباب حلقه ها) ، كنترل چي قطار (قطار سريع السير قطبي) نيز به دليل Mentor بودن اضافي و تحميلي به نظر مي رسند؟ واقعا به درك و شعور دراماتيك چنين منتقداني بايد شك كرد! با قلم زدن چنين افرادي در جرايد سينمائي نبايد انتظار داشته باشيم كه سينماي ما بتواند حركتي به سوي رشد و تعالي ( از هر نظر ) داشته باشد. بالطبع اين شابلون ها كه كاركردشان تنها تعريف . تمجيد، يا كوبيدن سينماگران است، فايده اي براي سينماي ايران ندارند، اميدوارم روزي برسد كه اين دسته از منتقدان گمراه با الگو قرار دادن منتقدان برجسته جهان چون راجر ايپرت، اصول نقدنويسي را آموخته و به جاي فحش دادن به سينماگران نقد هاي سالم و راهگشا بر فيلم هاي ايراني بنويسند. نظر به اينكه كانسپ اين فيلم «شفاي كودك درون» است، حضور يك Mentor براي كمك به دو دلداده كه مي توانند ورژن ايراني آقا و خانم اسميت باشند، كاملا ضروري به نظر مي رسد. مثال بارز در اين زمينه جنگ ستارگان است. در اين هگزالوژي! اوبي وان كنوبي كاركرد يك Mentor را دارد. در سه گانه اول، او تعليم آناكين اسكاي واكر را برعهده دارد، آناكين تحت تعليمات وي، تبديل به يك جداي نيرومند مي شود كه بر force تسلط مي يابد، اما اسير شيطان درون خويش شده و تبديل به دارث ويدر مي شود. در اولين فيلم از سه گانه دوم، «اميد تازه» اوبي وان تعليم لوك اسكاي واكر را بر عهده مي گيرد. لوك بدون تعليمات او و نيز مستر يودا ( در اپيزود امپراتوري ضربه مي زند) هرگز موفق به شكست دارث ويدر و امپراتوري نمي شد و بالطبع، انقلاب كيهاني نمي توانست منجر به سرنگوني امپراتوري شود. در اين فيلم نيز وضع مشابهي وجود دارد. بين دو دلداده ي متخاصم آتش بس برقرار نخواهد شد مگر اينكه آنها به تيمار كودك درون خود بپردازند و اين امر، بدون حضور روان پزشك به عنوان Mentor عملا غيرممكن است. شايد در اين فيلم بتوان كاراكتر «دلارام»با بازي قابل توجه احمد مهران فر را تحميلي انگاشت. اما اين كاراكتر علاوه بر افزودن بر حال و هواي كميك اثر، به عنوان يك دوجنسي مي تواند نماد مشتركي از زنان و مردان باشد. شايد بتوان او را مايكل جكسون «آتش بس» در نظر گرفت. به هرحال، آنچه كه مهم است، اين مسأله مي باشد كه حضورش نه تنها آزاردهنده نيست، بلكه سرگرم كننده نيز به نظر مي رسد و موجبات انبساط خاطر مخاطب را فراهم مي آورد. كارگرداني اين فيلم نيز، بسیار خوب است. خيلي از كارگرداناني كه با رضا گلزار و مهناز افشار كار كرده بودند، اذعان مي كردند كه هيچ قابليت بازيگري در آنها وجود ندارد. ولي «آتش بس» نشان داد كه در آن كارگردان ها هيچ قابليتي در بازي گرفتن از بازيگران، اجراكارها و ستاره ها وجود ندارد. دكوپاژ هوشمندانه ميلاني، با استفاده از اين دو ستاره جوان سينما، قاب ها، فضا سازي ها و نماهاي گاه طولاني و بديع، نشان از تسلط بالاي او بر مقوله كارگرداني دارد. طراحي صحنه ي محمد نيك بين كه سابقا، او را به عنوان يك تهيه كننده و بازيگر مي شناختيم، بسيار عالي است. او تمام فضاهاي كار را در لوكيشني واقع در خيابان نياوران درآورده است. گذشته از اين، با طراحي فضاي زندگي مدرن سايه و يوسف، تضاد آشكاري ميان تفكر سنتي در چارچوب يك زندگي مدرن ايجاد مي كند كه به غناي اثر مي افزايد. فيلمنامه منسجم و كارگرداني درخشان ميلاني به همراه فيلم برداري عالي عليرضا زرين دست و طراحي صحنه بديع محمد نيك بين، از «آتش بس» فيلمي قابل اعتنا و موفق در جذب مخاطب ساخته است. بي گمان مي توان انتظار داشت كه اين فيلم در اكران جهاني ـ به ويژه در آمريكاي شمالي ـ با موفقيت روبرو شود كه در اين صورت، معرفي نكردن اين فيلم به آكادمي علوم و هنرهاي سينمائي آمريكا كاري نابخردانه محسوب مي شود، چرا كه مي تواند از شانس بيشتري براي نامزدي دريافت جايزه اسكار برخوردار باشد.
منبع خبر پرشين سينما |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385ساعت 21:37 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همگی.امیدوارم حالتون خوب خوب باشه. مرضیه جون خسته نباشی.کارت عالیه
منم سعی می کنم از این به بعد بهت کمک کنم و برای شما دوستایی که از این وبلاگ دیدن می کنین عکس دارم!! امیدوارم این عکس ها ایراد پیدا نکنن و شمام خوشتون بیاد!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سیزدهم تیر 1385ساعت 21:58 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام به همه ی دوستانی که الان در حال دیدن این وبلاگن. من و مرضیه می خواستیم ۱۰۰ خبر از کودکی تا امروز اقای گلزار برای شما بنویسیم ولی به دلیل مشکل کامپیوتر من نتونستیم.اما حتما خبر های دیگه ای می نویسیم که جای اون ۱۰۰ خبر رو می گیره. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهاردهم فروردین 1385ساعت 23:10 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام امیدوارم که حالتون خوب باشه من اومدم بگم که از یکی از دوستانم به نام (مرضیه) دعوت کردم که به من تو نوشتن خبرها کمک کنه.در واقع می تونم بگم مرضیه جون هم مدیر این وبلاگ هست. تا بعد که با مرضیه این وبلاک رو سر و سامون بدیم خدانگهدار |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 3:40 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
امروز ۱۲ فروردین هست و چون من هم همین امروز این وبلاگ رو ایجاد کردم تولد اقای گلزار عزیز که دیروز بود رو به ایشون تبریک می گم و برای ایشون و همچنین شما ارزوی سلامتی و خوشبختی می کنم .از چند روز دیگر هم سعی می کنم که خبرهای درباره ی اقای گلزار بنویسم. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 1:42 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
سلام عرض می کنم خدمت تمام دوستان عزیز سال جدید رو به همه ی شما تبریک می گم و امیدوارم سال خوبی رو شروع کرده باشید. |
|
+ نوشته شده در
شنبه دوازدهم فروردین 1385ساعت 1:17 توسط مهشاد_گلزار!! |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
مهشاد : خیلی وقت بود که دوست داشتم وبلاگی درباره ی (محمدرضا گلزار) داشته باشم و حالا خوشحالم که بعد از مدتها موفق شدم این وبلاگ رو ایجاد کنم . امیدوارم که از دیدن این وبلاگ لذت ببرین .
|
| نویسندگان |
|
مهشاد_گلزار!! مرضیه |
|
RSS
|