تبليغاتX
محمدرضا گلزار !
سلام به همه ی دوستای گلزاری خودم و همچنین بینندگان گل وبلاگ. دلم واسه دونه دونتون تنگ شده بود ولی خب روزای امتحان بود و من حتی وقت نمی کردم به وبلاگ سر بزنم. ولی امروز اومدم تا یه پست بنویسم تا شاید بتونم از خجالت شما گلزاری های عزیز در بیام. در ضمن الان هر جا که می ریم دارن در باره ی حضور اقای گلزار در اخرین شب برنامه ی ((شب شیشه ای)) حرف می زنند . ما هم که گروهی کوچیک از طرفدارای بی شمار اقای گلزار هستیم از اینجا به خاطر اینکه به این برنامه اومدن و دل همه ی طرفدارای گلزاری رو شاد کردن تشکر می کنیم.((ممنون اقای گلزار عزییییییییییییز)). یه لینک هم هست که در وبلاگ تک و فوق العاده ی ((خواهران همیشگی گلزار)) دیدم که از طریق اون می شه این برنامه رو دید و اون رو این جا می ذارم تا گلزاری هایی که موفق به دیدن این برنامه نشدن اون رو از این لینک ببینند.

http://tv.mohammad-s.com/

mms://217.218.165.251/tv5/tv5_13860330_020.wmv

خب حالا ادامه ی داستان سینما قدس که سعی کردم به زبون امیانه بنویسم تا خوندنش راحت تر باشه.تا اون جا گفتم که بالاخره گلزار از جاش بلند شد و بین جمعیت راه باز شد که ایشون به طرف سالن حرکت کنن :

گلزار وارد سالن سینما شد و روی اولین صندلی که بود نشست. باز هم همه دور ایشون رو گرفته بودن و حتی یک لحظه هم از گرفتن عکس و امضا دل نمی کندند . گلزار هم بدون حتی لحظه ای مکث به سوالات و در خواست های عکس و امضا جواب می داد. خلاصه ۵ دقیقه ای هم این جوری گذشت تا چراغ ها خاموش شد. ولی کسی از پیش گلزار تکون نمی خورد و همه همین جوری دور ایشون وایساده بودیم تا مسئوول سینما اومد و همه رو مجبور به نشستن کرد و همه بدون اینکه بخوایم مجبور به تنها گذاشتن گلزار شدیم. فیلم شروع شد. گلزار هم همون جا روی صندلی نشسته بود و فیلم رو نگاه می کرد و همه ی حواسها به ایشون بود. بعد ۱۰ دقیقه از جاش بلند شد و سالن سینما رو ترک کرد. من و مرضیه بدون معطلی دنبال ایشون به راه افتادیم. وقتی رفتیم بیرون دیدیم گلزار وایساده و باز تعدادی طرفدار دور ایشون رو گرفتن.

 کل مدت فیلم ما بیرون پیش گلزار وایساده بودیم و ایشونم کل مدت فیلم به عکس گرفتن و امضا دادن مشغول بود. فیلم تموم شد. دیگه گلزار به سمت در رفت تا سینما رو ترک کنه. همه دنبال ایشون رفتیم و گلزار از سینما خارج شد و ما هم به سمت خونه به راه افتادیم...!

واقعا که روز قشنگی بود...!

+ نوشته شده در  جمعه هشتم تیر 1386ساعت 16:3  توسط مهشاد_گلزار!! | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
مهشاد : خیلی وقت بود که دوست داشتم وبلاگی درباره ی (محمدرضا گلزار) داشته باشم و حالا خوشحالم که بعد از مدتها موفق شدم این وبلاگ رو ایجاد کنم . امیدوارم که از دیدن این وبلاگ لذت ببرین .

نوشته های پیشین
86/07/05 - 86/07/21
86/07/01 - 86/07/07
86/04/22 - 86/04/31
86/04/05 - 86/04/21
86/04/08 - 86/04/14
86/04/01 - 86/04/07
86/03/22 - 86/03/31
86/02/22 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/07
85/12/22 - 85/12/29
85/11/22 - 85/11/30
85/11/05 - 85/11/21
85/10/22 - 85/10/30
85/10/01 - 85/10/07
85/09/22 - 85/09/30
85/09/05 - 85/09/21
85/09/08 - 85/09/14
85/09/01 - 85/09/07
85/08/22 - 85/08/30
85/08/05 - 85/08/21
85/08/08 - 85/08/14
85/08/01 - 85/08/07
85/07/05 - 85/07/21
85/07/08 - 85/07/14
85/07/01 - 85/07/07
85/06/05 - 85/06/21
85/06/08 - 85/06/14
85/05/05 - 85/05/21
85/04/22 - 85/04/31
85/04/05 - 85/04/21
85/04/08 - 85/04/14
85/04/01 - 85/04/07
85/03/22 - 85/03/31
85/02/05 - 85/02/21
85/02/08 - 85/02/14
85/02/01 - 85/02/07
85/01/22 - 85/01/31
85/01/08 - 85/01/14
نویسندگان
مهشاد_گلزار!!
مرضیه
پیوندها
نوازندگی ترانه های پاپ ایرانی !
مهشاد _گلزار !
گروه خودم (مهشاد) در یاهو!!
سایت اقای گلزار!!
سایت جدید اقای گلزار!!!
خواهران گلزار!!!
دیوانگان گلزار!!!!!!!!!!!!!
گروه یکی از دوستان خوبم (رضا جان) حتما ببینید!خوشتون می اید!!
محمدرضا گلزار!!!
یک قطره عشق!
ستاره ای در شهر ما!!
لحظه های تنهایی!
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM